.: بسمه:.

 

دو نفر بودند.

هر دو زن

هر دو زن ِدوم

هر دو بعد از عشق اول، پا به میدان می گذاشتند..

یکی  راه انکار را در پیش گرفته بود؛ آن یکی ولی راه اثبات را می رفت.

یکی چشم نداشت جایگاه بانویی که رفته بود را ببیند!

آن یکی مدام بانوی رفته را جلوی چشم اش می آورد!

یکی می خواست یاد قبلی را محو کند.

آن یکی می خواست دنباله روی قبلی باشد.

.

.

.

یکی عایشه بود.

آن یکی ولی فاطمه کلابیه! ام البنین!

 

 

ـــــــــــــــــــــــ

1- با خودم می گویم! پس می شود زن دوم بود ولی ام البنین بود!

2- دلم برای اینجا تنگ شده است! میخواهم بیش تر بنویسم!