بسمهــ

 

مرد چشمه ی جوشانی بود که ولع سیراب کردن لب های تشنه شان را داشت..

امیر بود.

و تنها.

به دست خود گِل اش کردند.. آب زلال حیاتشان را..

 

قل أرأیتم إن أصبح ماؤکم غورا فمن یأتیکم بماء معین. ملک 30

 

**در این باره روایاتی است که آیه شریفه را بر ولایت علی (علیه‏السلام‏) و دشمنی آن جناب تطبیق می‏کند. تفسیرالمیزان. ج 19. ص 612**

(+)

ــــــــــــــــــ

مردمان سر رود، آب را می‌فهمند.

گل نکردندش،

 ما نیز آب را گل نکنیم. سهراب