بنامش..

می خواهم برایت از قصه های دلدادگی بگویم، از طلوع صبح که انتهایش تاریکی شب است. از قصه های بی مانند؛ از صبر ازصبر از صبر......


خدایا اگر تو نبودی، ما دلخوش به که بودیم؟!

حس وجود تو در کنارم؛ بالاترین و برترین حس زندگی من است.

خدایا باش! گر چه ما نباشیم...

خدایا بمان! گر چه ما رفتنی هستیم...

خدایا بزرگوار باش! گر چه ما حقیریم..

 

پ.ن:

خدا نیاز به دلسوزی ندارد! ولی گاهی دلم می خواهد برای خدایم زار زار گریه کنم....

به قول حافظ: قصه العشق لانفصام لها... فصمت هاهنا لسان القال.