زن بودن... مسئله این است!

.: بسمه:.

 

دو نفر بودند.

هر دو زن

هر دو زن ِدوم

هر دو بعد از عشق اول، پا به میدان می گذاشتند..

یکی  راه انکار را در پیش گرفته بود؛ آن یکی ولی راه اثبات را می رفت.

یکی چشم نداشت جایگاه بانویی که رفته بود را ببیند!

آن یکی مدام بانوی رفته را جلوی چشم اش می آورد!

یکی می خواست یاد قبلی را محو کند.

آن یکی می خواست دنباله روی قبلی باشد.

.

.

.

یکی عایشه بود.

آن یکی ولی فاطمه کلابیه! ام البنین!

 

 

ـــــــــــــــــــــــ

1- با خودم می گویم! پس می شود زن دوم بود ولی ام البنین بود!

2- دلم برای اینجا تنگ شده است! میخواهم بیش تر بنویسم!

 

 

/ 17 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جامانده

خداروشکر که می خواستی بیشتر بنویسی

جامانده ام

نبود؟؟

ظهور عشق

امشب بزرگی‌ ات می‌شود آرزوهایت لیله‌الرغائب است، مراقب آرزوهایت باش... التماس دعای فرج

فاطمه

سلام قشنگ بود [گل]

جامانده ام

نچ نج نچ رفتی...

سوزیلا زهرا زاده

سلام زهرا جان. بیشتر بنویس. منتظرتم

جامانده ام

سلام زهرا جان اینوزا نوشتنت بیشتر می ارزد شاید چون تو عره عمل افتاده حرفهایت و ازمایش.. بیشتر بنویس حتی شده یه لمحه..

جامانده ام

سلام زهرا جان اینروزا نوشتنت بیشتر می ارزد شاید چون تو عرصه عمل افتاده حرفهایت و ازمایش.. بیشتر بنویس حتی شده یه لمحه..